این وبلاگ بر گرفته از خاطرات و آینده نگری نویسنده نشات خواهد گرفت . دلیل اصلی بیان واقعیت ها و ثبت وقایع بر اساس نوشته های دفتر خاطرات نویسنده می باشد . شاید الگوی مناسبی باشد برای ترویج زندگی بهتر برای همه
تصویر از چهره یه نفر نشان دهنده شخصیت است یا خیر ؟
اگر برای فیس بوک تصویری از خود واقعی بزاریم چی میشه ؟
اسم و فامیل واقعی ؟ یه زمانی یادم میاد برای اینکه کسی نشناسنت اسامی و عکسهایی رواج پیدا کرد از دروغ . دروغ از جایی آغاز شد که در جنگ بین راست و دروغهامون نفهمیدیم کدوم رو انتخاب میکنیم . یادمون رفت یا شاید بهتر باشه بگم یادت رفت خودت باشی . تو که حرف میزنی از افکارت جاهایی هم خودت مثل دروغ دروغ بودی .
جایی که باید شهامت میداشتی . جایی که از خودت باید میگذشتی . خود خواه بودی . خود خواه .
صبر کن صبر کن خودم !!!!!!!
من صبر کردم . بخشیدم . فداکاری کردم . گذشت کردم . قبول دارم که بعضی وقت ها دادم رفته آسمون اما بلاخره تمام سعیم رو کردم که امروز شدم این .
از اصل موضوع خارج شدیم . برگردیم به اصل موضوع .
تصویر یه شخص تو فیس بوک برام جالب بود . شد . هست .
تصویر یک انسان . یه پسر شاید مرد شاید بچه . شاید ... شاید .... در هر حال نمیشه اسمی بهتر براش پیدا بکنم .
خیلی خیلی دوست داشتم برم براش کامنت بزارم که تو اجازه ندادی .
اینجا رو طی نکرده بودیم پس میگم .....
تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت .
برای ثبت در خاطرات مینویسم دلیل این جمله رو :
در تصویر موجود در فیس بوک تصویری از یک فرد با لباس کاملا اسپرت و شال به دور گردن . مو هایی ژل زده و فیگوری بسیار زیبا !!!!!! کاش توش کمی حس داشت ! تو تصویر حسی جز تکبر و غرور ندیدم . مملو از احساس خود بزرگ بینی و مملو از حس زیبا پرستی و فخر فروشی .
حال در مورد شخصیت این تصویر از نظر خودم برات مینویسم .
این فرد در خانواده ای کاملا متدین بزرگ شده ( متدین در لحاظ ظاهری ) در درون خانواده این طور نیست . ولی در ظاهر به جامعه اینگونه نمایش میدهند خود را !!!!!
به لحاظ روابط کاری و اجتماعی پدر خانواده کلیه اعضای خانواده شکل و بوی پدر را گرفته اند البته در باطن سرشت خود را دنبال میکنند و دنبال حقیقتی میگردند که سالها گم کرده اند .
دنیای این فرد مثل این جمله است :
چرا ماشینت رو میدی به هر کس و ناکس !
ای کاش ای کاش ماشین با دل و قلوه و کبد مقایسه نمیشد ! ای کاش ارزش آدم ها به این ارزونی نبود . ای کاش هر کسی به خودش اجازه نمیداد که هر حرفی رو بدون مزه کردن بزنه ! احترم و جمله های زیبا در زندگی معنایی نداره ؟
کسی میپرسه تو که احساست رو دادی . تو که روحت رو بخشیدی . تو که زندگیت رو بخشیدی . دیگه چیزی قیمتی تر وجود داره باهاشون مقایسه بشه .
بابا یه گلف که دیگه این حرف ها رو نداره جیگرم ! اون زمان برای تو بزرگ بود . اون زمانش برای من یه وسیله نقلیه ای بود که باهاش برای رفت و آمد استفاده میکردم . و الانش هم همین طور . ولی دلیل اصلی منیت نیست . نکته ای که اینجا میخوام بگم قیمتیه که اصلا مطرح نشده و نمیشه .
لطفا دقت بکن که چه روزهایی و چه عمری رو گذروندی . بیا و پسش بده . بیا اندازش طلا بده و برشگردون برام . میدونم قادر نیستی . اما یه ماشین رو یه خونه رو میشه دوباره نه سه باره و بارها و بارها خرید . اما عمر رفته من رو چی ؟
امیدوارم الان بزرگ شده باشه . زندگی زاویه های دیگه خودشو بهش نشون داده باشه . شاید الان مرد شده باشه . شاید هم همون بچه سابق مونده باشه . اگر مرد شده باشه و مثل بچه ها که دستشون که اوف شد دیگه به ظرف غذا دست نمیزنن و تازه به بزرگ تر ها میگن دست نزن اوف میشی ها و از تجربه کسب کرده خودشون به بقیه یاد میدن . امیدوارم که سر خودش نیومده باشه . ولی اونم طی خواهد کرد این زمان ها رو و خواهید دید که تجربه کردن راه اشتباه تجربه دیگران خطاست .
یه روزی خواهد دید ویاد قدیم خواهد کرد و خواهد گفت که چی میکشید !
دوست من خودم برای این حرف ها دیگه دیره فقط میخوام برات بگم که بعد ها شاید دوباره خودت خوندی و نکته هایی رو که بدست آوردی تو زندگی فراموش نکنی و بدونی که به چه قیمت گذافی اونها را بدست آوردی تا راحت از دستشون ندی . من اجازه نمیدم که بهای کارام نابود بشه . حتی اگر یک نفر یه خط رو بفهمه کافیه . البته آرزومه که تجربه کننده ها کمتر بشه تا نتایج بهتری در جامعه حاصل بشه . نتیجش آرمش روح من خواهد بود .
برچسب:
نویسنده: ترنچ